السلام علیک یا اباعبدالله

ای حسین ای که در همه جا نام تو و یاد تو وجود دارد و حرارت محبت و عشق تو سرد شدنی نیست و هر چه از واقعه عظیم عاشورا می گذرد گرمای آن بیشتر و بیشتر می شود چرا که حضرت رسول فرموده است این حرارت و گرما سرد شدنی نیست.

نمی دانم چقدر دلم تنگ شده است؟ نمی دانم چرا ایام محرم که نزدیک می شود بغض گلویم را می فشرد؟ و دوست دارم گریه کنم نمی دانم چرا وقتی که بوی محرم به مشام می رسد دل پرواز می کند و دوست دارد بگوید حسین حسین حسین.... نمی دانم در زمانی که نسیم محرم وزیده می شود انسان ناخوآگاه به دنبال پرچم سیاه و بیرق و علم و کتل می گردد؟ نمی دانم چه سری است وقتی بوی محرم به مشام می رسد انسان به دنبال تکیه های مختلف می گردد؟ یادش بخیر آن زمانی که از کوچه ها عبور که می افتاد و دستکش به دست و کاپشن به تن و جوراب ضخیم به پا و یک کلاه گرم بر سر به یک تکیه ای می رسیدیم که این تکیه به وسیله پارچه های برزنتی و نوعا فرسوده و فرشهای رنگ و رو رفته و در قسمتهای مختلف آن گونی و یا موکت های فرسوده و ... آماده شده بود و به وسیله بخاری و وسایل دیگر گرم می شد و سیمهای برق از قسمتهای مختلف سقف تکیه عبور داده شده بود و بچه های تکیه با شور و عشق خاصی با اینکه از سرما می لرزیدند و دستها را به هم می مالیدند تا شاید کمی گرم شوند و بعضی از بچه ها دستها را مقابل دهان خود قرار می دادند و با گرمای دهان مقداری دست خود را گرم می کردند و به امور تکیه رسیدگی می کردند.اما آنچه که در این تکایا موج می زد عشق و علاقه به امام حسین بود و بچه ها به آن عشق بود که سرما برایشان لذت بخش بود. به این عشق که تکیه را داشته باشند و برای آقاشون عزاداری کنند و به این امید که شب که می شود با زنجیر به شانه خود بکوبند و به عشق حسین به سینه بزنند و سینه خود را سرخ کنند و بر این باور بودند و هستند که سینه ای که برای حسین سرخ شود روز قیامت در آتش جهنم نمی سوزد و هر کسی دوست داشت این عشق و علاقه را به یک نوعی نشان دهد و احساس می کردند و احساس می کنند که آقا آنها را می بیند باور کنید خیلی از کارهایی که آن زمان در تکایا انجام می دادند در خیلی از مواقع در بیرون تکیه با گرفتن پول هم حاضر به انجام نبودند راستی چرا؟ آیا چیزی جز عشق و محبت به حسین چیز دیگری هم هست؟ یادش بخیر روزهای تاسوعا و عاشورا و اطعام کردنها یادش بخیر دیگهای بزرگ و آتش هیزم ها و بوی غذا و طعم خوش غذای امام حسین و صفهای طولانی ماشینهای مدل بالا و التماس بر اینکه تو را به خدا یک کفگیر پلو و خورش به عنوان تبرک به من بدهید اگر آدم آن فرد را در حالت عادی می دید باور نمی کرد این آدم با ماشین مدل بالا و با لباس اتو کشیده و کراوات و موهای سشوار کشیده و کفش واکس زده در صف گرفتن غذا بایستد اما این اعتقاد و عشق به حسین است که او باور دارد این غذا با دیگر غذاها متفاوت است .آری برخی از این تکایا مورد توجه بودند و برخی از تکایا غریب بودند و تنها بعضی از تکایا زرق وبرق فراوانی داشت و در آن محل و خیابان و بعضا محلهای دیگر معروف بود و مثلا می گفتند امشب دسته فلان تکیه حرکت می کند و.... یادش بخیر

این حسین کیست که عالم همه دیوانه او این چه شمعی است که عالم همه پروانه او
مهر تو را به عالم امکان نمی دهم این گنچ پر بهاست من ارزان نمی دهم |